​​​

شناخت ويژگي هاي علمي ، تجربي و شخصيتي مشاوران مديريت و توجه به اينكه ممكن است اين ويژگي ها به صورت مستقيم بر اثربخشي سازماني اثرنداشته باشد و در صورت وجود هم افزايي مشاوران و مديران بعنوان متغير مداخله گر (ارتباطات موثر مشاوران ـ مديران) ، هم افزايي پديد آيد و اثربخشي سازماني را  بوجود آورد ؛ نكته قابل بررسي اين است که :

مــــنظور از« هم افزايي»، وجود يك رابطه تعاملي افزاينده است كه از به كارگيــري تخصص هاي چندگانه نيرو هاي كار براي حل مسائل و توانايي تركيب و پيوند نيروهاي موجود در شـبكه ها و هنر اداره آن شبكه ها ، پديد مي آيد. به عبارتي ؛ هم افزايي در صورتي  پديد مي آيد كه از يك طرف مديران براي ايفاي اين نقش تخصص داشته و از مهارت هاي مختلف هماهنگ سازي خلاق برخوردار باشند (سكاران،1380) و از طرف ديگر مشاوران نيز اگرچه از لحاظ فني ، آگاه ،بسيار مجرب و قادر به انجام كار خود باشند اما بايد مديريت روابط داشته و بتوانند با مشتري روابط مناسب برقرار كنند (مارگريسون 1382)
بيش از يك قرن از زماني مي گذرد كه «آرتور دي ليتل»در سال 1886 با تاسيس اولين شركت مشاوره ،عنوان پدر اين حرفه را به خود اختصاص داد(صنوبر، 1381،ص 47). ولي امروز مفهوم مشاوره و به سرعت در حال تغيير است. مشاوره مجموعه فعاليت هاي است كه براي بهبودامور طراحي شده است. اين فعاليت ها بوسيله مديران و همينطور مشاوران مي تــــواند انـــــجام شود. اكنون نقش چند نقشي است. اين نقش درگير روابط بين مدير و كاركنان و زيردست و بيشتر درگير روابط بين مشتريان و مشاوران است. در عين حال در همة اين موارد مجموعه اي از عوامل حاكم وجود دارد كه مي تواند به بهبود عملكرد كمك كند(مارگريسون، 1382،ص12)

مطالعات گذشته در مورد ويژگي هاي مشاوران مديريت منجر به شكل گيري نوعي ارتباط دوسويه مديران و مشاوران و مهارتهاي موردنياز آنان شده است كه انواع مختلف مشاوره «ياري دهنده يا همكار گونه»تعاملي ،سطوح مشاوره،يادگيري كليدي و ... را توصيف مي كند براي مثال مارگريسون اكثر مشاوره هاي اثربخش را حداقل متضمن پنج اقدام علمي تعريف مي كند كه عبارتند از:

1ـ اهداف روشن و دستيافتني تدوين شود كه مايه آرامش مشتري و مشاور باشد و اطلاعات اوليه مورد نياز براي تشخيص و ارزيابي به دست آيد.

2ـ براي تحقق آن اهداف ، چه برگزاري دوره هاي آموزشي باشند، چه بازسازماندهي يا سيستم هاي جديد و يا تركيبي از اين موارد، مجموعه اي از دستورالعمل تدوين و اجرا شود.

3ـ به موازات انجام مراحل برنامه، نتايج حاصله مورد سنجش قرار گيرد.

4ـ اطلاعات اوليه اي كه كسب شده به افراد درگير در مسأله بازخور داده تا بتوانند آنچه اتفاق مي افتد درك كنند و نحوه انجام اصلاحات، در صورت لزوم كشف كرده و بيابند.

5ـ نوعي رهنمود حمايتي در دسترس هميشگي و سيستم مربيگري فراهم شود تا به موازات بروز مشكلات، به افرادمشتري كمك كنند(مارگريسون1382،ص36-31).

در عين حال جمع آوري اطلاعات اوليه،‌بهترين روش تلفيق در يكپارچه كردن برنامه ريزي اقدام عملي،تحقيق در عمل و اجراي اقدام عملي به شناخت دقيق مشاور بستگي دارد.

با توجه به موارد فوق موضوع محوري مطالعات مشاوره اي آن است كه آيا وجود مشاوران مديريت در سازمان ها منجر به عملكرد بهتر سازماني مي شود يا خير؟در اين راستا و با توجه به ايجاد تحول و دگرگوني در نظام اداري و مؤلفه‌هاي آن به عنوان برنامه‌هاي اصلي و اساسي دولت و اولويت نوسازي اداري و بهبود مديريت ، ازسوي رياست جمهوري و تصويب و تأئيد ‍« برنامه تحول نظام اداري » از سوي هيأت وزيران و شــوراي عالي اداري و ... ساير فعاليتها و تلاش ها براي توسعه و گسترش خدمات مشـــــاوره اي بــه بررسي  نقش مهم مشاوران در موفقيت مديران (اثربخشي سازمان) مي پردازيم.
با توجه به فرايند توسعه صنعتي (مطالعات و تصميم گيري هاي راهبـــردي، ترجمة اين تصميم ها به برنامه هاي عمل... بهره برداري و استفاده بهينه از سرمايه ها) آنها را فرايندهاي مديريت بر شمرده است. بنابراين ضمن ضرورت حضور مدير در اين فرايند، حضور نهادهاي مشاوره مديريت را نيز ضــروري مي شمارد.مهارتهاي مشاوره سبب مي شود سازمان هاي جديد در محيطي رقابتي به نرم افزارهاي اطلاعاتي –  عملياتي سريعتر و توانمندتر و با صرفه تري دسترسي يابند كه طراحي آنها چندان ساده نيست.
از طرفي مديريت دولتي نوين كه در واقع مبتني بر مفهوم مديريت دولتي بر اساس بازار يا دولت كار آفرين اســت و بر اساس سه مولفه،صرفه جويي،كارايي و اثربخشي تعريف شده است (واعظي ، 1382، ص 333) ضرورت حضور مشاوران مديــــريت را براي تحقق آنها اهميت بخشيده است و براي دستيابي به شاخص هاي تعيين شده، ايجاد نوعي چارچوب براي نهادينه كردن اين حضور را به وجود آورده است.اين شاخص عبارتند از:

·         انتقال بخش عمده اي از فعاليت مديريت دولتي به خارج از بدنه دولت  بر اساس مفهوم نتيجه
·         حذف مفهوم ديوانسالاري كلاسيك
·         شفاف سازي اهداف فردي وسازماني از طريق مفهوم شاخص عملكرد
·         تعهد سياسي كاركنان به دولت حاكم
·         انجام آزمون بازار از وظايف دولت
·         كاستن از وظايف دولت  از طريق خصوصي سازي
·        ضرورت توجه  به شاخص هاي مديريت دولتي نوين در نظام مديريتي كشور و با توجه به ويژگي هاي بومي آن
خصوصاً با توجه به مصوبه دولت در استفاده از خدمات مشاوره اي افراد حقيقي و حقوقي در خصوص برنامه هاي تحول اداري در سال 1382 ( تصويب و  تاييد برنامه تحول نظام اداري)  و تعيين صلاحيت مشاوران و رتبه بندي آنها، بررسي نقش مشاوران در تحقيقات مديريت نوين اهميت مي يابد.
با توجه به نقش هاي مشاوران مديريت  فقدان مهارتها مترادف با عدم توفيق آنها در نيل به اهداف سازماني است.در اين راستا ، رابرت كانز مي آورد كه موفقيت مديران در گروعملكرد تا ويژگي هاي شخصيتي آنها است و توانايي آنها در نايل شدن به يك نتيجه مطلوب برخاسته از مهارتها مي باشد. بر اين اساس وي مشخص مي كند كه موفقيت عملكرد مديريت مستلزم سه نوع مهارت فني، انساني و ادراكي است(شاهگردي ،1381    ص26).بنا براين همانگونه كه در جدول (1)آورده شد، نقش مشاوران نيز در اثربخشي سازماني برخاسته از مهارتهاي مشاوره اي آنان است كه مستلزم چهار مهارت علمي ، تجربي ، شخصيتي و ارتباطي است .شرمرهورن مهارت را  توانايي تبديل دانش به عمل به نحوي كه راندمان و نتايج مطلوب داشته باشد، تعريف مي كند و مي افزايد: مهارت لياقتي است كه اجازه مي دهد يك شخص به عملكرد بالا در يك يا چند جنبه كار خود دست يابد (شرمرهورن،1379ص 21).از جمله نقش تصميم سازي مشاوران  فرايندي براي تصميم هاي مهم شامل مرحله اي مطالعاتي براي تجزيه و تحليل گزينه هاي موجود و بررسي امتيازات و نارسايي هاي آنها و تهيه فهرستي كوتاه از گزينه هاي نسبتا مطلــــوب است (ميز گرد مشاوره ،1380ص11-19).

نظريه هاي مشاوره مديريتي

جدول 1-نقش هاي مشاوران مديريت

الف ـ نقش توسعه دانش و بينش مديران

نقش الگو سازي 
ارائه الگوهاي توسعه در سطح خرد
طراحي و استقرار سيستم ها و روشها
كاربردي و اقتضايي كردن نظريه ها و ابداعات و پارادايم ها
القاي  نگرش و كار تيمي

 

نقش بهينه سازي  
نظارت و كنترل كيفيت اجراي پروژه ها با توجه به امكانات و محدوديت هاي كشور
بهينه سازي فرايندها و عمليات
اجرا و ارزيابي نتايج

 

نقش تصميم سازي
كمك به حل مسائل مديريتي
كمك به مديريت براي تصميم گيري موثرتر


 

ب ـ نقش بهبود و توسعه سازماني

تاثير بر مباني و اصول برنامه توسعه به معناي عام آن
تامين منافع ملي از طريق تحقق و اجراي انواع پروژه ها
تنظيم و ندوين اهداف پروژه و شرح حال خدمات طرح (با بهينه ترين حالت از تخصيص منابع)
بسترسازي علمي و اجرايي براي انجام انواع پروژه ها (عمراني ،ملي و بخشي)
عامل تغيير كارآمد
تاريخچه مشاوره مديريت

 

براي تحول سازمان ، استفاده از مشاورين داخلي (كارشناسان و مديران ستادي ) و مشاوران خارج از سازمان و مشاركت مؤثر آنان براي تحصيل و تسريع دگرگوني فراگير ضروري است كه لازمة استفاده از اين  دو گروه ( مشاوران خارج و داخل سازمان ) را دانش و اندوخته‌هاي تجربي خاص اين دو گروه تعيين مي‌كند( آذرهوش، 1382 ).ميزان دانش و اندوخته هاي تجربي مشاوران (داخلي و خارجي) نقشي حياتي در تحول سازمان دارد كه شكوفايي اين دانش و توانايي ها به شرايط محيط و توانمندي مشاور بستگي دارد.روشنايي (1382) در چگونگي شكل گيري اين توانايي ها و قابليت ها مي گويد: «تجزيه و تحليل هاي مربوط به قابليت هاي ذهني انسان و توانش هاي تنظيمي در فراگيري  وحفظ دانش ، قدرت افراد مجرب را در تنظيم معلومات وسيع تخصصي به صورت موثر نشان  مي دهد.همچنين تحقيق نشان مي دهد كه قابليت هاي فراشناختي با ساخت دانش پيوند دارد.بنابراين ايجاد محيط مناسب براي شكوفايي اين قابليت ها،مانند تفكر و استدلال در حين يادگيري ،ضروري است»(روشنايي،1382،ص 159) . بيرو نوريا (2003) درخصوص وظايف و نقش مديران و مشاوران آورده است: « مشاوران مي توانند دانش تخصصي و مهارتهاي حرفه اي را كه در شركت يا سازمان وجود ندارد بويژه در مراحل اوليه تغيير سازماني فراهم كنند.وظيفه مديريت معين كردن چگونگي استفاده از اين منابع بدون سلب مسئوليت رهبري فعاليت تغيير است (بير و نوريا،2003 ، ص 141-133).